ماجراهای نی نی دار شدن من

اولین بارداری

1393/6/29 1:41
نویسنده : مامانی
4,909 بازدید
اشتراک گذاری

ماه خرداد هم اقدام به ای یو ای کردم با قرص کلومیفن سه تا تخمک خیلی خوب داشتم که باز هم ناموفق بود. کم کم دلهره و نگرانی وجودم رو گرفت.

تیر ماه هم برای بار سوم اقدام به ای یو ای کردم. این سری داروی مصرفی ام رو به متفورمین تغییر دادم که بهم نساخت و فقط یه تخمک داشتم ولی با این وجود بازم اقدام کردم.

ای یو ای من مصادف شد با شب نیمه شعبان و خوردیم به ترافیک و شلوغی خیابانها. در تمام این مدت با امام زمان درد و دل می کردم و ازش کمک می خواستم.

14 روز از ای یو ای من گذشت داشتم اماده می شدم که برم ازمایش که ناخودآگاه لک دیدم؛ معمولا آغاز پریودی من با لکه بینی شروع می شد و این رو گذاشتم به پای پریود شدن

بحدی ناراحت شدم و عصبانی بودم که به تمام زمین و زمان فحش و ناسزا می گفتم. کم کم ماه رمضان هم داشت شروع می شد. من معمولا 4 روز لک میدیدم و بعد پریودی ام شروع میشد شنبه مصادف با اولین روز ماه رمضان من منتظر شروع پریودی بودم که ناخواگاه دیدم لکه بینی ام مرتب داره کمتر میشه.

به یکی از دوستانم که مشکل من رو داشت و از پرسنل آزمایشگاه بود زنگ زدم گفت شیاف پرژسترون بذار اگه کاملا قطع شدی یعنی حامله ای اگه نشدی یعنی داری پریود میشی.

شیاف گذاشتم و در کمال تعجب لکه بینی کامل قطع شد. با دلهره فروان برای اولین سر راهم از اداره به منزل رفتم از داروخانه یه بی بی چک خریدم. یادم نمیره که چقدر هوا گرم بود و تا برگردم خونه هلاک شدم از گرما

به محض رسیدن بی بی رو گذاشتم دیدم که منفی شد.رفتم اشپزخانه و چای دم کردم و یکی برای خودم ریختم

بعد از یک ربع برگشتم توالت تا بی بی رو بندازم سطل آشغال  که در کمال تعجب دیدم خط دومش ظاهر شده از خوشحالی فوری گوشی رو برداشتم و به همسرم خبر دادم.

فردا صبح رفتم ازمایش بتام 120 بود چند روز بعد تکرار کردم که هزار و خورده ای شده بود؛ اینم عکس ازمایش ام:

اینم تکرارش

آخر همون هفته شوهرم گفت بریم اصفهان دیدم پدر و مادرم منم عین چی گفتم باشه بریم.

وقتی رسیدیم اصفهان لکه بینی من دوباره شروع شد. مرتب شیاف می ذاشتم اما تاثیر چندانی نداشت.در مسافرت به اصفهان متوجه شدم علاوه بر من دو نفر از خانم های فامیل هم با من باردار هستن؛ علاوه بر اونها دو نفر از خانمها در اداره هم باردار بودن؛ از اصفهان برگشتیم تهران؛ به دکتر مراجعه کردم دکتر سونو نوشت.

در سونو گرافی ام نوشته بود که یه ساک بارداری مشاهده میشه ؛ ظاهرا همه چی نرمال بود. اما لکه بینی من که برنگ قهوه ای بود روز بروز شدید تر می شد طوریکه گاهی تبدیل به خونریزی می شد.

دکترها کاری جز تجویز شیاف و یا امپول پرژسترون و گفتن این مطلب که باید استراحت مطلق باشی کاری نمی کردن؛ یک بارم به مدت دو روز بستری شدم اما بنا به درخواست خودم تو بیمارستان نموندم چون عملا کاری برای من نمی کردن. مرتب سونو می شدم و همه چی نشون میداد جنین در حال رشده.

استرس ناشی از بهانه آرودن در اداره جهت مرخصی هم به استرس های بارداری اضافه می کرد. خلاصه تا اینکه به هفته ششم بارداری رسیدم و قرار شد برای شنیدن صدای قلب سونو بشم.

اول سونوی شکمی شدم در بیمارستان دولتی نفت که دکتر گفت قلب دیده نشد!! بعد از ظهر رفتم پیش یه دکتر خانم  و سونوی واژینال شدم. یهو دیدم دکتر صدای تپش قلبی رو برای من گذاشت گفت صدای قلبشه!!! می خواستم از شادی پرواز کنم اما این شادی چند ثانیه بیشتر طول نکشید دکتر گفت چقدر صدای قلبش کنده!!!

گفت هفتاد و هشت تا بیشتر نمی زنه و همین ضربان ضعیف هم بزودی متوقف خواهد شد. مثل برق گرفته ها رفتم دکتر، دکتر گفت نترس عزیزم اگه استراحت مطلق باشی ضربانش بیشتر میشه!

خلاصه ما دوباره رفتیم استراحت مطلق!!! در طی این مدت یه هفته لکه بینی من کلا قطع شد که باعث خوشحالی من شد اما کم کم احساس کردم درد سینه هام هم رفته!! بعد یه هفته مجداا سونو شدم دکتر گفت دیگه ضربان نداره اصلا باور نکردم یه سونوگرافی دیگه رفتم (بگذریم که بعلت تعطیلات چقدر پیدا کردن یه دکتر خوب سخت بود اون روز و سرانجام یه دکتر در قیطریه پیدا کردیم) دکتر دوم هم نظر اولی رو تایید کرد و آب پاکی رو روی دست ما ریخت.

پسندها (2)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)